به گزارش مفدا گلستان، شهید دکتر مصطفی چمران که همه زندگی، درس و دانشگاه را رها کرده و آمده بود جبهه، تا به عشق خدا و کشور، با دشمن بجنگد، در یکی از عملیات ها، در شبی مهتابی، همراه دوستان خود داشتند به دشمن شبیخون می زدند. در حین رفتن، ناگهان چمران می ایستد و رو به همراهان می گوید: به زیر پاهای خود نگاه کنید. آن ها نگاه می کنند، زمین پوشیده از گل های شقایق است. شهید چمران آن دشت را دور می زند و همراه یاران، از نقطه ای دیگر به دشمن حمله می کند. شهید چمران آن روز به دوستان خود چنین می گوید: ما نباید آن گل ها را زیر پای مان له کنیم. حال آن که عراقی ها آن جا را با تیر و خمپاره شخم می زدند. وقتی این ماجرا به گوش امام خمینی(ره) می رسد، امام می فرماید:من چمران را دوست داشتم، اما الآن بیشتر دوست دارم.
شهید چمران از منظر دیگران
امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب، در پیامی به مناسبت شهادت دکتر چمران، وی را این چنین ستوده اند: «چمرانِ عزیز، با نیت پاک و خالص، غیروابسته به دسته جات و گروه های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد، و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید».
رهبر معظم انقلاب که هم رزم آن شهید در جبهه های جنگ بود درباره او می فرماید: «شهید چمران، سال ها در سنگر جهاد فی سبیل اللّه دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او با دل خداشناس و اراده خلل ناپذیرش، همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال، او با روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین، به ماورای محدوده ها و تنگناهای مادی نظر دوخته بود. راه او، راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی، راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است».
عبادت و بندگی خدا در نظر مردان بزرگ فقط خم و راست شدن های مرسوم و چشم بر هستی بستن و در خود زیستن نبوده است؛ بلکه انها با ذرات کوچک کاینات پیوندی عمیق داشتند و چمران نیز یکی از ان قلب های پرنور را در سینه داشت؛ چنانکه خود در تنهایی اش می گوید: (خوش دارم ازاد از قید و بندها بر بلندای کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم و همه حیات خود را به این زیبایی خدایی بسپارم و این زیبایی سحرانگیز با پنجه های هنرمندش، با تاروپود وجودم بازی کند، قلب سوزانم را بگشاید، اتشفشان درونم را ازاد کند، اشک را که عصاره حیات من است ازادانه سرازیر نماید، عقده ها و فشارهایی را که بر قلبم و بر روحم سنگینی می کنند بگشاید. خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز اسمان به مناجات برخیزم و با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی اسمان بگشایم. ارام ارام به عمق کهکشان ها صعود نمایم.)
دکتر چمران، اسلام را نشانه وحدت می داند و معتقد است در جایی که مذهب های گوناگون، ملیت های متفاوت و اقوام مختلف زندگی می کنند و تکیه بر این عوامل بیشتر باعث تفرقه و تشتت می شود، فقط در سایه مکتب اسلام است که مذهب های گوناگون، تحت الشعاع قرار می گیرند و ملیت های مختلف، احساس هم رنگی و یگانگی می کنند؛ زیرا اسلام با همه یکسان و برابر عمل می کند و هیچ یک را بر دیگری برتری نمی دهد و معیارهای عالی تری را مقیاس سنجش قرار می دهد.
چمران دوباره در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ که برای سرکشی، معرفی و توجیه فرمانده جدید محور به جای «ایرج رستمی» به منطقه جنگی دهلاویه رفته بود، در خط مقدم نبرد، بر اثر اصابت ترکش خمپاره ۶۰ دشمن از ناحیه پشت سر زخمی شد؛ مورد اصابت قرار گرفتن این فرمانده از پشت سر، از آن زمان تاکنون منشأ گمانه زنیهای بسیار در مورد احتمال مرگ او بر اثر شلیک آتش خودی بودهاست، هرچند برخی از همرزمان وی، چنین احتمالی را دور از ذهن دانستهاند. کمکهای اوّلیه بر روی او در بیمارستان سوسنگرد انجام گرفت و آمبولانس به اهواز شتافت ولی پیکر بیجان او به اهواز رسید. و در همان تاریخ درگذشت.
ارسال نظر